فاصله با آرزوهای ما چه کرد؟ کاش می شد از عاشقی هم توبه کرد!
بیا حواسمان را پرت کنیم من میترسم از این آدما !
مال هر کس دورتر افتاد
عاشق تر است ...
اول من ...
حواسم را بده
تا پرت کنم !!!
قصه جواب نمیده ,
مامان آرامبخش نداری ؟!
واي انيشتن برخيز !
نظريه اي تازه بيار
قانون فيزيك را هم شكست
قطره ي اشكي كه آتشم زد ! 
روزگارا
تو اگر سخت به من میگیری،
با خبر باش که پژمردن من آسان نیست،
گرچه دلگیرتر از دیروزم،
گرچه فردای غم انگیز مرا میخواند،
لیک باور دارم دلخوشیها کم نیست
زندگی باید کرد...! 
آدم اســـت دیگر...
گاهی دلـــش میخواهد کسی مـــوهایش را نوازش کند ،
بوســه بر گونه اش بزند و آروم زیر نرمــه گوشش بگوید :دوســـتـت دارم!
خسته ام از رفتم ، رفتی ، رفت ها
همیشه حرف از رفتن هاست
کاش کسی با آمدنش غافلگیرمان کند...
آه در بساطم نمانده
بس که دلم را
خرج ِ دوست داشتن ات کردم !!!
یکی بیاد
دست این خاطره ها را بگیره ببره گردش...
کلافه کرده اند مرا،
بسکه نق میزنند به جانم...!
می خواهم اعتماد کنم ...
اما بد جایی دنیا آمده ام
زمین...
جایگاه مارهای خوش خط و خالی بود که هر روز مرا نیش می زدند...!
ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﺑﺎﺻﺪﺍ ﻣﻲ ﺷﻨﺎﺳﻨﺪ ...
ﺍﻳﻦ ﺑﺎﻟﺶ ﺑﻴﭽﺎﺭﻩ , ﺑﻪ ﮔﺮﻳﻪ ﻫﺎﻱ ﺑﻲ ﺻﺪﺍ !ﺍ
تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم
باز نه زخمهای من خوب میشود
نه زخمهای تو ...!
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |











